پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۸

منتظر جمال او انس و اجنه و ملک

آینه دار طلعتش هفت زمین و نه فلک

جوهر دل نهان بود تا نرسی به عاشقی

قلب تو کی روا شود تا نزنی بر این محک

آن الم از دلم نشد نیم دمک برون که او

بر سر کشتهٔ عدو رفت و نشست یک دمک

چون ز حوالی دلم خون نرود به هر طرف

خنجر غمزه های او زخم زده است رگ به رک

خال تو را به چشم خود جای دهم چو مردمک

گر تو قبول می کنی یک نظر ای پسر عمک

جا کرده همچو جان غم جانانه رگ به رگ

الماس ریزه سوده و بر جان زده نمک

هر دم چه می زنی ز ندامت دو کف به هم

گر می زنی به دیدهٔ غمدیده زن نمک

بر صفحه غیر وصف یکی بیشتر نبود

اوراق این کتاب چو دیدیم یک به یک

ای دل چه می روی ز پی دل که در جهان

بر این گریز پا نرسیده کسی به تک

من کیستم که عشق نورزم به روی او

جا کرده است مهر رخش در دل ملک

در فکر آن دهان و ز تعبیر آن کمر

افتاده ایم ما به میان یقین و شک

از کس گره به جبهه سعیدا نمی زنیم

این نقشه را ز صفحهٔ دل کرده ایم حک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۰عافیت را جامه گر بردوش ما افتاده تنگ
  2. شمارهٔ ۴۴۱عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ
  3. شمارهٔ ۴۴۲ز چنگ و عود شنیدم به گوش حال نه قال
  4. شمارهٔ ۴۴۳بیت معموری که نامش تن نهاده ذوالجلال
  5. شمارهٔ ۴۴۴اهل عرفان را نباشد فکر سبز و زرد و آل
  6. شمارهٔ ۴۴۵از آن زمان که غم او گرفته جای خیال
  7. شمارهٔ ۴۴۶بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل
  8. شمارهٔ ۴۴۷گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.