پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۷

گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل

حال دنیا و مافیها کنی در کار دل

از تماشای دو عالم چشم می بستی دگر

گر تو بینا می شدی بر دیدهٔ بیدار دل

زهرهٔ شیران شود آب از پی اش در راه عشق

بی جگر کی می تواند بود یک دم یار دل

عرش می لرزد ز آه سینهٔ صاحبدلان

زینهار ای دل نیفتی در پی آزار دل

بار مجنون کی تواند ناقهٔ لیلی کشید

طرفه سنگین است در راه محبت بار دل

عمرها شد بر در دل کار او رفت است و روب

ای خدایا بر سعیدا وانما دیدار دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۹کس را چه آگهی است ز فکر متین دل
  2. شمارهٔ ۴۵۰دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل
  3. شمارهٔ ۴۵۱شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
  4. شمارهٔ ۴۵۲ریزد خزان به خاک چو برگ و نوای گل
  5. شمارهٔ ۴۵۳تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
  6. شمارهٔ ۴۵۴به جمال تو بود دیدهٔ بینا مشغول
  7. شمارهٔ ۴۵۵رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل
  8. شمارهٔ ۴۵۶گذشتم از می و از صاف و درد و شیشه و جام
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.