پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۶

بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل

گردون مثال طاق روانی ز دود دل

پرهیز کز حقیقت خود کرده ام روان

مانند شعله روح روانی ز دود دل

با صد هزار تعبیه اش نقش بسته ام

چون آسمان شکسته کمانی ز دود دل

تا در هوای قامت او سوخت سرکشید

در باغ سینه سرو روانی ز دود دل

دایم ز آه، سینهٔ عشاق روشن است

هرگز ندیده ایم زیانی ز دود دل

هرگز نسوخت خاطر یاران به حال ما

کردیم بی حساب بیانی ز دود دل

داریم همچو لاله سعیدا در این چمن

از چشم زخم داغ نهانی ز دود دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۸نگهش خاطر آگاه نماند در دل
  2. شمارهٔ ۴۴۹کس را چه آگهی است ز فکر متین دل
  3. شمارهٔ ۴۵۰دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل
  4. شمارهٔ ۴۵۱شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
  5. شمارهٔ ۴۵۲ریزد خزان به خاک چو برگ و نوای گل
  6. شمارهٔ ۴۵۳تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
  7. شمارهٔ ۴۵۴به جمال تو بود دیدهٔ بینا مشغول
  8. شمارهٔ ۴۵۵رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.