پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل

بلبل شده سرمست ز بوی عرق گل

بس ریخته ای خون صراحی تو در این باغ

آتش به گلستان زده امشب شفق گل

اوراق پریشان شده اش صرف هوایی است

صبحی که صبا طرح نموده سبق گل

حکم است که بی گل می گلرنگ ننوشند

داغ است دل لاله وشان ز این نسق گل

بردار ز رخ پردهٔ ناموس جهان را

سرپوش نکرده است کسی بر طبق گل

تدبیرگر جمله مهمات سعیدا

از نکهت گل ساخته سد رمق گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
  2. شمارهٔ ۴۵۴به جمال تو بود دیدهٔ بینا مشغول
  3. شمارهٔ ۴۵۵رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل
  4. شمارهٔ ۴۵۶گذشتم از می و از صاف و درد و شیشه و جام
  5. شمارهٔ ۴۵۷کی شود با بوالهوس آن کاشف اسرار رام
  6. شمارهٔ ۴۵۸تأثیر نیست در نفس مرد ناتمام
  7. شمارهٔ ۴۵۹نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیده‌ام
  8. شمارهٔ ۴۶۰ندیده کسی آنچه من دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.