پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل

هرگز نمی رود ز دلم گفتگوی گل

امداد رفتن از کف پایی نخواستم

هر چند خوار کرد مرا جستجوی گل

در سر خیال سنبل زلف تو داشتم

آشفته شد دماغ من امشب ز بوی گل

زنهار ای نسیم خبردار بگذری

بسیار نازک است در این فصل خوی گل

بلبل ز بس شکایت گل را بلند کرد

دیگر نماند در دل من آرزوی گل

ساقی بیا و دختر رز را به جلوه آر

بردار پرده از رخ و بشکن سبوی گل

از خون دل به سرو روان آب داده ایم

باشد ز اشک بلبل مسکین وضوی گل

قانع نشین دلا که به یک قطره شبنمی

هر صبح مهر و ماه کند شستشوی گل

بسیار بی حجاب به آن رو نظر مکن

نرگس ندیده تیز سعیدا به سوی گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل
  2. شمارهٔ ۴۵۶گذشتم از می و از صاف و درد و شیشه و جام
  3. شمارهٔ ۴۵۷کی شود با بوالهوس آن کاشف اسرار رام
  4. شمارهٔ ۴۵۸تأثیر نیست در نفس مرد ناتمام
  5. شمارهٔ ۴۵۹نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیده‌ام
  6. شمارهٔ ۴۶۰ندیده کسی آنچه من دیده‌ام
  7. شمارهٔ ۴۶۱ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
  8. شمارهٔ ۴۶۲برون می آورد از دل کدورت را می نابم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.