پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل

پس مگردان رو ز باب الله حق نعم الوکیل

بی شعاع شمس باشد شمس را دیدن محال

جز خدا کس کی تواند با خدا گشتن دلیل

آتش و فرعون و طوفان امتحان را دایم است

گرچه باشی در تقرب نوح و موسی و خلیل

قلت عقل است فکر کثرت روزی تو را

می رسد روزی مقدر گر کثیر است ار قلیل

چار طبعت چار میخی گشته در راه طلب

طول حرصت شد به پای اشتر عقلت عقیل

قطع کن زنجیر تعلق هستی با دم شمشیر حال

کی سعیدا حل شود مشکل تو را از قال و قیل

از گلو طوق تعلق را بیفکن همچو شیر

تا به کی در خواب می بینی تو هندستان چو فیل؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷کی شود با بوالهوس آن کاشف اسرار رام
  2. شمارهٔ ۴۵۸تأثیر نیست در نفس مرد ناتمام
  3. شمارهٔ ۴۵۹نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیده‌ام
  4. شمارهٔ ۴۶۰ندیده کسی آنچه من دیده‌ام
  5. شمارهٔ ۴۶۱ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
  6. شمارهٔ ۴۶۲برون می آورد از دل کدورت را می نابم
  7. شمارهٔ ۴۶۳خود گدایم گرچه یار هر گدایی نیستم
  8. شمارهٔ ۴۶۴آه از آن روزی که چون یوسف نگاری داشتم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.