پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

خود گدایم گرچه یار هر گدایی نیستم

یار اگر گردم بجز یار خدایی نیستم

دست خونریزی مرا در خاک و خون افکنده است

من ز دست افتادهٔ پای حنایی نیستم

ای جنون زینهار نگذاری مرا در دست عقل

من حریف مکر و ریو روستایی نیستم

جادهٔ بیگانگی چون نیست محتاج دلیل

در سراغ راه تنگ آشنایی نیستم

با وجود آن که در من نیست یک دم را نوا

باز چون نی در خیال بینوایی نیستم

همچو گل هرگز نگردیدم اسیر رنگ و بو

من دلیل راه و رسم بی وفایی نیستم

خاطرم از نرم خویان بیشتر دارد شکست

من حریف سنگ سخت و مومیایی نیستم

داغ دل باشد علاج سینه ریشان جنون

دردمندم لیک محتاج دوایی نیستم

خویش را در جیب صد عیب و هنر پیچیده ام

آفتابم لیک گرم خودنمایی نیستم

ظاهرم فقر است و باطن فقر و ذکرم دوست دوست

همچو درویشان بی معنی ریایی نیستم

دوست دارم هجر را زان بیشتر از روز وصل

گرچه دورم از تو در فکر جدایی نیستم

نیست جز معنی سعیدا مقصد من از سخن

همچو بلبل در پی دستان سرایی نیستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵همچو بلبل آشیان گر در چمن می‌داشتم
  2. شمارهٔ ۴۶۶گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتم
  3. شمارهٔ ۴۶۷رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم
  4. شمارهٔ ۴۶۸یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم
  5. شمارهٔ ۴۶۹هدف برای خدنگ تو جان خود بردم
  6. شمارهٔ ۴۷۰حکایت گل روی تو در چمن کردم
  7. شمارهٔ ۴۷۱به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم
  8. شمارهٔ ۴۷۲منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.