پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۲

منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم

گهی شرابم و گه نشئه گه خمار خودم

به هر صفت که بینی منم نه غیر من است

که خود محیطم و خود موج و خود کنار خودم

فنا و فقر و بقا را ز هم جدایی نیست

که خود خزانم و خود باغ و خود بهار خودم

بخه صیدگاه تفکر اگر روی دانی

که خود شکارم و خود باز و خود سوار خودم

ندیده دیدهٔ غیری جمال پاک مرا

که خود رقیبم و خود عشق و خود نگار خودم

گهی حسینم و گه موسی و گه ابراهیم

که گاه نیلم و گه منجنیق [و] دار خودم

منم که با همه اشیا محیط می خوانند

منم که دایره و نقطه و مدار خودم

به هر دیار سعیدا چو رفتم و دیدم

همان مصاحب من یار در دیار خودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۴همچو گرداب در قفای خودم
  2. شمارهٔ ۴۷۵به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم
  3. شمارهٔ ۴۷۶اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
  4. شمارهٔ ۴۷۷ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
  5. شمارهٔ ۴۷۸چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم
  6. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
  7. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
  8. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.