پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۰

به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم

چو بخت خویشتن امروز خواب ساکنی دارم

ز سردی های اوضاع فلک طبعم نمی جوشد

در این مینای سنگین دل شراب ساکنی دارم

نمی ریزم به روی خاک هر در اشک حاجت را

صدف آسا درون سینه آب ساکنی دارم

چو کوه از جای خود در دامن صحرا نمی‌جنبم

نه مجنونم سرابم اضطراب ساکنی دارم

ز یاد اهل رفتنم را کس نمی‌بیند

چو عمر بی وفا من هم شتاب ساکنی دارم

به یاد خال آن عارض که صد خرمن ز دل دارد

چو مور تنگدل با خود حساب ساکنی دارم

خیال روی او از دل سعیدا برنمی‌خیزد

در این ویرانه دایم آفتاب ساکنی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  2. شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
  3. شمارهٔ ۴۸۴از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم
  4. شمارهٔ ۴۸۵نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
  5. شمارهٔ ۴۸۶کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم
  6. شمارهٔ ۴۸۷دور از رخش چها من بیتاب می کشم
  7. شمارهٔ ۴۸۸منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم
  8. شمارهٔ ۴۸۹ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.