پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم

بی روی تو مجبورم بی لعل تو مخمورم

بی چشم تو حیرانم بی زلف پریشانم

خود گو چه بود درمان من خسته و رنجورم

در کعبه و بتخانه در مسجد و میخانه

نبود به پریخانه جز روی تو منظورم

دنیا به چه می شاید عقبا به چه کار آید

این درد و الم زاید آن از تو کند دورم

جان بی تو نیارامد دل خون دل آشامد

کارم به چه انجامد از دیده بشد نورم

بس غصه [و] غم خوردم من شکوهٔ این دردم

از دست تو می گردم لیکن چه کنم دورم

هم درد و الم باشد هم محنت و غم باشد

این حشمت جم باشد آن شوکت فغفورم

ناسوده از این گلشن نی جان و نه دل نی تن

لذت چه برد از من روزی که خورد گورم

آن یار بعید آمد از بخت سعید آمد

از غیب نوید آمد من شبلی و منصورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
  2. شمارهٔ ۴۸۶کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم
  3. شمارهٔ ۴۸۷دور از رخش چها من بیتاب می کشم
  4. شمارهٔ ۴۸۸منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم
  5. شمارهٔ ۴۸۹ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم
  6. شمارهٔ ۴۹۰بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
  7. شمارهٔ ۴۹۱حال من این است غیر حال ندانم
  8. شمارهٔ ۴۹۲از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.