پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۴

از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم

کس نمی‌داند که من این باده را چون می‌خورم

همت عالی به مردن تشنه لب راضی‌تر است

کاسهٔ آبی که من از دست جیحون می‌خورم

در دل شوریدهٔ من قوت شادی نماند

بس شکست از لشکر غم در شب خون می‌خورم

تکیه‌ام تا گشته همت، فکر بس گردیده پاک

خرقه موزون کرده‌ام در فقر و مضمون می‌خورم

این پشیمانی ندارد سود ساقی می بیار

چون نخوردم پیش از این بد کردم اکنون می‌خورم

ای سعیدا از شراب ناب و لعل کام‌بخش

چون تو مَنعَم می‌کنی من بعد بی‌چون می‌خورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۶کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم
  2. شمارهٔ ۴۸۷دور از رخش چها من بیتاب می کشم
  3. شمارهٔ ۴۸۸منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم
  4. شمارهٔ ۴۸۹ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم
  5. شمارهٔ ۴۹۰بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
  6. شمارهٔ ۴۹۱حال من این است غیر حال ندانم
  7. شمارهٔ ۴۹۲از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم
  8. شمارهٔ ۴۹۳باز حرف از ناز خوبان می زنم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.