پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶

کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم

من که خون جگر خود چو می ناب کشم

نظرم تشنهٔ ابر کرم کس نشود

من که از چشمهٔ خورشید به چشم آب کشم

بی نیازم کند از هر دو جهان در آغوش

گر [شبی] قامت موزون تو در خواب کشم

منعم از گریه مکن ناصح و بگذار که من

دلق آلودهٔ خود را به کفن آب کشم

یک دمم چشم سیاه تو ترحم نکند

خویش را گر به دم خنجر قصاب کشم

پهلویم درد کند بسکه ضعیف است وجود

به هوس آه چو بر بستر سنجاب کشم

نرود لذت آغوش تو از یاد مرا

هر زمان دست به خمیازهٔ دریاب کشم

ای خدا حلقه به گوش در خود ساز مرا

چند چون حلقهٔ در گوش به هر باب کشم

بیش از این رشتهٔ جان تاب ندارد دیگر

تا به کی من ستم دست رسن تاب کشم

گردبادم نرسانید به جا خاک مرا

بهتر آن است که من رخت به گرداب کشم

گرچه یارم همه جا هست در آغوش مرا

بهتر آن است که در گوشهٔ محراب کشم

رخت هستی به در آورد سعیدا به امید

که از این بحر مگر گوهر نایاب کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۸منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم
  2. شمارهٔ ۴۸۹ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم
  3. شمارهٔ ۴۹۰بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
  4. شمارهٔ ۴۹۱حال من این است غیر حال ندانم
  5. شمارهٔ ۴۹۲از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم
  6. شمارهٔ ۴۹۳باز حرف از ناز خوبان می زنم
  7. شمارهٔ ۴۹۴به هر چمن که وصال تو را خیال کنم
  8. شمارهٔ ۴۹۵به یاد روی تو خورشید را نظاره کنم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.