پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

به یاد روی تو خورشید را نظاره کنم

خیال چشم تو را روز و شب چه چاره کنم

چو بحر و گوهر یکدانه گر به کف آیی

تو را کشم به میان، خویش را کناره کنم

گذارم آن قدر ای چرخ، داغ بر سر داغ

که آفتاب و مه و اختر و ستاره کنم

چه شد که کشت مرا امشب از جفا چون شمع

شبی دگر چو شود زندگی دوباره کنم

به صد دلیل حسد می برند بدخواهان

شرر مثال اگر جا به سنگ خاره کنم

عبادت صنمی می کنم که می داند

اگر به گوشهٔ [ابروی] دل اشاره کنم

زیاده می شودم همچو گل پریشانی

اگر هزار گریبان خویش پاره کنم

سیاه بختی ذاتی نمی رود از من

چو ماهتاب اگر کار صد ستاره کنم

اگر نهند سعیدا میان تابوتم

ز شوخ چشمی خود خواب گاهواره کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷گاه چون ظاهرپرستانش عبادت می‌کنم
  2. شمارهٔ ۴۹۸همچو گل راز درون خود نمایان می‌کنم
  3. شمارهٔ ۴۹۹با بتان من عشقبازی می کنم
  4. شمارهٔ ۵۰۰می سزد گر کله خویش به سر کج بینم
  5. شمارهٔ ۵۰۱نفع، آن است که من نافع خود می بینم
  6. شمارهٔ ۵۰۲من نه این آب روان از لب جو می بینم
  7. شمارهٔ ۵۰۳من ز جا از سخن جنت مأوا نروم
  8. شمارهٔ ۵۰۴دامان دل ز گرد هوس چیده می روم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.