پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲

من نه این آب روان از لب جو می بینم

نفس اوست که من از دم او می بینم

آنچه در جام، جم از دور تماشا می کرد

گاه در شیشه و خم گه به سبو می بینم

با وجودی که نه بیش است و نه کم از کم و بیش

هر طرف می نگرم جلوهٔ او می بینم

توبه زلف و خط و [خالی] گرو و من به نگاه

تو ز گل رنگ و رخ و من همه او می بینم

هر کجا پیرهن دوستی و مهر و وفاست

چاک گردیده ز دست تو رفو می بینم

نظر از خویشتن آن روز که برداشته ام

شکر ایزد که سعیدا همه او می بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۴دامان دل ز گرد هوس چیده می روم
  2. شمارهٔ ۵۰۵از پریشانی نه سرگردان چو کاکل می‌شوم
  3. شمارهٔ ۵۰۶گر کمر زرین و یا زر در کمر بربسته ایم
  4. شمارهٔ ۵۰۷نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
  5. شمارهٔ ۵۰۸عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
  6. شمارهٔ ۵۰۹عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
  7. شمارهٔ ۵۱۰اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
  8. شمارهٔ ۵۱۱ناخورده شراب ناب مستیم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.