پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم

شکر از یاران همین ما خودشناس افتاده ایم

خامهٔ ما در ره سیل حوادث گشته راست

ما چرا بیهوده در فکر اساس افتاده ایم

پای در بحر سماع ننهاده برگردیده ایم

چشم را پوشیده در چاه قیاس افتاده ایم

عمرها شد روی مهر از ماهرویان رو نداد

ما از این آیینه ها چون انعکاس افتاده ایم

بی وقوفی های گردون شد ز ما ظاهر به خلق

بخیهٔ بیجا سعیدا بر لباس افتاده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
  2. شمارهٔ ۵۱۰اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
  3. شمارهٔ ۵۱۱ناخورده شراب ناب مستیم
  4. شمارهٔ ۵۱۲خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم
  5. شمارهٔ ۵۱۳خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
  6. شمارهٔ ۵۱۴گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم
  7. شمارهٔ ۵۱۵خیرالامور اوسط اولاد آدمیم
  8. شمارهٔ ۵۱۶ما به کوی یار نالان می رویم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.