پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

ناخورده شراب ناب مستیم

نادیده خدا خداپرستیم

خورشید با ما سجود دارد

هر چند که ما ز خاک پستیم

در کفر سواد اعظم عشق

زنار ز دست فقر بستیم

دیدیم جز او فنای مطلق

چه تحت و چه فوق هر چه هستیم

چون بحر خیال موج زن شد

در زورق فکر خود نشستیم

سرتا سر کاینات گشتیم

از قید قیود عقل جستیم

دیدیم طلسم بود و نابود

با سنگ محبتش شکستیم

جز کفر، رهی به دین ندیدیم

هر چند که مؤمن الستیم

بی نفی نشد ثبوت، واجب

از کفر به زور کفر، رستیم

در قبضهٔ قدرتیم چون ما

بیهوده به فکر قبض و بسطیم

بستیم نظر ز بد سعیدا

در خانهٔ عافیت نشستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
  2. شمارهٔ ۵۱۴گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم
  3. شمارهٔ ۵۱۵خیرالامور اوسط اولاد آدمیم
  4. شمارهٔ ۵۱۶ما به کوی یار نالان می رویم
  5. شمارهٔ ۵۱۷منم نادان تو دانایی چه گویم
  6. شمارهٔ ۵۱۸به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
  7. شمارهٔ ۵۱۹چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان
  8. شمارهٔ ۵۲۰چگونه کس کند آرام در سرای جهان
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.