پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۰

چگونه کس کند آرام در سرای جهان

که کرده اند به آب و هوا بنای جهان

چو ناله ای که مریضی کند به حالت نزع

به گوش هوش چنان می رسد صدای جهان

کبود گشته فلک بسکه پشت پا زده اند

گذشتگان ره عشق بر قفای جهان

چو گندمیم در این آسیا فتاده به رقص

وگرنه جای طرب نیست تنگنای جهان

چسان کند ز جهان دل به وقت جان کندن

هر آن که بسته دل خود به نقش های جهان

ز بسکه فوت شد اوقات ما در آن ماتم

کبود کرده به بر آسمان، قبای جهان

ز طبع ارض کدورت چسان رود که زمین

فتاده است غباری ز گرد پای جهان

نشسته روز و شبم با خدای خود مشغول

یکی است گرچه خدای من من و خدای جهان

مناسبت به تو بس این قدر سعیدا را

که پادشاه جهانی تو او گدای جهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۲ندیده صاحب معنی به روزگار سخن
  2. شمارهٔ ۵۲۳کجا رسد به تو گل در ادای دل بردن
  3. شمارهٔ ۵۲۴به آن سرو سهی‌قد یاد صهبا می‌توان کردن
  4. شمارهٔ ۵۲۵آخرت منظور اگر باشد ز دنیا آمدن
  5. شمارهٔ ۵۲۶چو به درد خوی کردی به دوا توان رسیدن
  6. شمارهٔ ۵۲۷بیا به وادی بیداد تخت و چادر زن
  7. شمارهٔ ۵۲۸شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن
  8. شمارهٔ ۵۲۹خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.