پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۶

چو به درد خوی کردی به دوا توان رسیدن

به قضا رضا چو دادی به خدا توان رسیدن

چو خیال عشقبازان به هوای دل قدم نه

که به منزل محبت نه به پا توان رسیدن

به درآ ز راه چشمم چو نگاه، دلنشین شو

که ز مروه چون گذشتی به صفا توان رسیدن

دل من ز دجلهٔ غم به کنار، بانگ می زد

که توان گذشتن از ما به شما توان رسیدن

مرو از پی خیالی بنشین به گوشهٔ دل

که به این حیات ناقص به کجا توان رسیدن

ز مجاز چون گذشتی به حقیقت آشنایی

که ز سایه گر بریدی به هما توان رسیدن

به صفای خود سعیدا بنشین به گوشهٔ دل

که به این حیات ناقص به کجا توان رسیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۸شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن
  2. شمارهٔ ۵۲۹خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن
  3. شمارهٔ ۵۳۰دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن
  4. شمارهٔ ۵۳۱به حال عالم افسرده دیده ای تر کن
  5. شمارهٔ ۵۳۲از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن
  6. شمارهٔ ۵۳۳سخن اهل دلی را سخن ماست مکن
  7. شمارهٔ ۵۳۴پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن
  8. شمارهٔ ۵۳۵ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.