پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۲

از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن

تو خسته نه ای ای نفس از خسته حذر کن

[هشدار] ز چشمی که به حیرت نگران است

مستی که به ره می رود آهسته حذر کن

خال تو سپندی بر آن آتش رخسار

در آینه ز این دانهٔ برجسته حذر کن

ز این بیش مکن جور و جفا رحم به خود کن

از آه دل مردم وارسته حذر کن

دزدیده نگاه است که دل می برد و دین

آن چشم سیه دیده و دانسته حذر کن

از دلبر محجوب خبردار سعیدا

از پنجهٔ شهباز نظر بسته حذر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۴پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن
  2. شمارهٔ ۵۳۵ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن
  3. شمارهٔ ۵۳۶ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
  4. شمارهٔ ۵۳۷باز تا در جلوه آمد جام صهبا در چمن
  5. شمارهٔ ۵۳۸مگذر ز راستی و ببین بر کمال من
  6. شمارهٔ ۵۳۹برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون
  7. شمارهٔ ۵۴۰صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برون
  8. شمارهٔ ۵۴۱عهد کی از عهدهٔ پیمانه می‌آید برون
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.