پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۴

پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن

دفتر جمع دل غمدیده را ابتر مکن

عمرها شد ای خضر منت ز حیوان می کشی

لب تر از آب بقا تا زنده ای دیگر مکن

در پی دنیا که آخر خشک لب خواهی گذشت

ز آبروی خویشتن هر دم جبین را تر مکن

چون زمین فرش است آخر اولش باید گزید

خشت خواهد گشت بالین تکیه بر بستر مکن

تا نگیری کام از آن لب تا نبینی روی دوست

التفاتی با بهشت و چشمهٔ کوثر مکن

باش عریان را حال پوشیده دار از اهل قال

ترک سر را پیش هر بی پا و سر افسر مکن

باش آن طوری که هستی در نظرها آشکار

همچو شیطان جامهٔ تلبیس را در بر مکن

راه عشق است ای سعیدا هر قدم خوف است [و] بیم

چون جرس از پردلی‌ها شور و افغان سر مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۶ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
  2. شمارهٔ ۵۳۷باز تا در جلوه آمد جام صهبا در چمن
  3. شمارهٔ ۵۳۸مگذر ز راستی و ببین بر کمال من
  4. شمارهٔ ۵۳۹برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون
  5. شمارهٔ ۵۴۰صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برون
  6. شمارهٔ ۵۴۱عهد کی از عهدهٔ پیمانه می‌آید برون
  7. شمارهٔ ۵۴۲هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب او
  8. شمارهٔ ۵۴۳چه هشیار است در انداز چشم می پرست او
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.