پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۰

صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برون

ز آه صدیقان او بوی کباب آید برون

کی شود ظاهر کرامت از ولی پیش نبی

ذره ها پنهان شود چون آفتاب آید برون

سال ها شد جای در ویرانهٔ دل کرده ام

عاقبت گنجی مگر از این خراب آید برون

عاشقی نسبت به سیماب است بهتانی به عشق

کی به گشتن بی قرار از اضطراب آید برون

بسکه خم در خم شکن در زلف او افتاده است

شانه را از پنجه هر مو انتخاب آید برون

یار را گم کرده ام از دل سراغش می کنم

می زنم فالی مگر از این کتاب آید برون

باده می نوشد سعیدا لیک نی چون اقدسی

خرقه اش را گر بیفشاری شراب آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۲هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب او
  2. شمارهٔ ۵۴۳چه هشیار است در انداز چشم می پرست او
  3. شمارهٔ ۵۴۴به بحر شور زده غوطه آب نیل از تو
  4. شمارهٔ ۵۴۵به دل ها ناوک انداز است دایم ابروان تو
  5. شمارهٔ ۵۴۶صلح و صفا بود مرا جنگ تو و جفای تو
  6. شمارهٔ ۵۴۷از بسکه نازک است دل پر ز آرزو
  7. شمارهٔ ۵۴۸دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
  8. شمارهٔ ۵۴۹خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانو
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.