پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانو

گهی با مه برابر می زند گه با فلک پهلو

چنان از صورت آدم گریزانم که در معنی

نمی خواهم که باشد پیش رو آیینهٔ زانو

ز بیم تیر مژگان ای دلا در زلف جا کردی

اگر مردی بیا و جای کن در گوشهٔ ابرو

سعیدا گفتگوها داشت از موی میان او

بسی من گرد واگشتم ندارد آن کمر یک مو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱خطش نوشته بر او آیت کلام الله
  2. شمارهٔ ۵۵۲گرچه عالم را بنا آن ذات بیچون ساخته
  3. شمارهٔ ۵۵۳فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
  4. شمارهٔ ۵۵۴ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته
  5. شمارهٔ ۵۵۵نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
  6. شمارهٔ ۵۵۶باز چشمش سرمه آمیز آمده
  7. شمارهٔ ۵۵۷ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده
  8. شمارهٔ ۵۵۸ابروی تو را تا قلم صنع کشیده
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.