پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۱

خطش نوشته بر او آیت کلام الله

سواد مملکت حسن اوست، زلف سیاه

جهان شبی است در او راه مختلف بسیار

به هر صدا که ز پایی رسد مرو از راه

دل است آینه ای صاف از غبار حدوث

که عکس، می ننماید به غیر «وجه الله»

رهی به سوی خدا ممکن است اگر به جهان

مرا عقیده نباشد بجز دل آگاه

دراز و کوتهی دست در جهان سهل است

مباد دست دل افتد ز [معنیی] کوتاه

اگرچه بی گنهم لیک مستحق عذابم

که دور از تو نمردم همین بس است گناه

نمود موی ز کاکل، جهان معطر کرد

مگر که معدن مشک خطاست، زیر کلاه

ز عشق، کافر و مؤمن به کام خویش رسند

کسی به ناخوشی دل نرفت از این درگاه

تو را چو حضرت یعقوب چشم گریان نیست

وگرنه یوسف مصری است در بن هر چاه

من آن مرید محبم که بعد مردن من

ز خاک من نزند سر به غیر مهر گیاه

از آن به طرهٔ محبوب دل سعیدا بست

که عندلیب کند شاخ به خویش پناه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۳فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
  2. شمارهٔ ۵۵۴ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته
  3. شمارهٔ ۵۵۵نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
  4. شمارهٔ ۵۵۶باز چشمش سرمه آمیز آمده
  5. شمارهٔ ۵۵۷ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده
  6. شمارهٔ ۵۵۸ابروی تو را تا قلم صنع کشیده
  7. شمارهٔ ۵۵۹نیست با کس اتحادم همچو کوه
  8. شمارهٔ ۵۶۰عهد با بالابلندی بسته ای
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.