پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۹

نیست با کس اتحادم همچو کوه

در ازل وحدت نهادم همچو کوه

گر شکستی یافت از من خاطری

[مومیایی] باز دادم همچو کوه

بار سنگین غم عشق تو را

بر دل مسکین نهادم همچو کوه

لحن صوت من ز آواز کسی است

ورنه بی او من جمادم همچو کوه

خاطر صحرا گران از من نشد

گرچه بس سنگین نهادم همچو کوه

سرنکردم خم سعیدا پیش کس

گرچه از پا اوفتادم همچو کوه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۱آفتاب از آتش مهر تو اخگر پاره‌ای
  2. شمارهٔ ۵۶۲ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ای
  3. شمارهٔ ۵۶۳نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی
  4. شمارهٔ ۵۶۴هیچ در کفر و خیال کار مشکل نیستی
  5. شمارهٔ ۵۶۵وجودم را بر آتش زد لقای گرم موجودی
  6. شمارهٔ ۵۶۶دارم ز باده چشم تمنای بیخودی
  7. شمارهٔ ۵۶۷دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
  8. شمارهٔ ۵۶۸تو تا به کی دل و جان در امان نگه داری
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.