پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

دارم ز باده چشم تمنای بیخودی

ساقی بیار ساغر و مینای بیخودی

کشت جنون ز خون جگر آب می خورد

داغ دلست لالهٔ صحرای بیخودی

در عین سجده دست دهد بیخودی اگر

مالم چها جبین به کف پای بیخودی

در ساحل خودی دل زاهد فسرده شد

یارب حواله ساز به دریای بیخودی

هر لحظه می روم ز خود اما نمی رود

یک ساعت از سرم سر سودای بیخودی

بیرون بیا ز خانه و بنمای رو به خلق

بنشین و خوب ساز تماشای بیخودی

دیوانه وار تا سر کوی خیال او

هر دم روم ز خویش به دعوای بیخودی

می ها کشیده ایم سعیدا به یاد دوست

در لاله زار دامن صحرای بیخودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸تو تا به کی دل و جان در امان نگه داری
  2. شمارهٔ ۵۶۹دلم ربوده بت ماهری به عیاری
  3. شمارهٔ ۵۷۰دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی
  4. شمارهٔ ۵۷۱شد زمین تکیه گاه درویشی
  5. شمارهٔ ۵۷۲برهنگی است عبا و قبای درویشی
  6. شمارهٔ ۵۷۳تلخی کند به کام خضر آب زندگی
  7. شمارهٔ ۵۷۴هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی
  8. شمارهٔ ۵۷۵ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.