پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۵

ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی

حق زیادت رفته و مشغول فکر باطلی

در ره کج می روی چون مار با صد پیچ و تاب

در طریق راستی ای کهل کاهل، کاهلی

نقش می بینی ز دنیا بی خبر از باطنش

می دوی این ما را در پی، چو طفل از جاهلی

از شمار نقره و زر می شود دستت سیاه

تا چه خواهد کرد مهرش چون کند جا در دلی

می کشی چون سرو قد مغرور می گردی به خود

لیک واقف نیستی از آن که بس بی حاصلی

نقش بر دیوارهٔ دل بسته ای صد آرزو

در پی هر آرزو داری خیالی باطلی

حب درویشان که مفتاح سرای جنت است

داده ای از دست، در فکر سرا و منزلی

هر چه هستی با خدای خویشتن مشغول باش

ز این دو صورت نیست بیرون ناقصی یا کاملی

مشکلت آسان نمی گردد سعیدا هیچ گاه

تا تو در تدبیر آسان گشتن این مشکلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۷گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
  2. شمارهٔ ۵۷۸ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
  3. شمارهٔ ۵۷۹میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
  4. شمارهٔ ۵۸۰ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
  5. شمارهٔ ۵۸۱در حریم دل من شمع شب افروز تویی
  6. شمارهٔ ۵۸۲واقف از زاده و نزاده تویی
  7. شمارهٔ ۵۸۳دل برده است چشم قتال جنگجویی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.