پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۶

کریمان را چه شد یارب کریمی

نمی بینم ز کس لطف عمیمی

نشانی از کریمان نیست امروز

در این عالم بجز عظم رمیمی

به گوشش اه نتوان کرد از ترس

که گل آشفته گردد از نسیمی

گذشتن از صراط آسان نباشد

که می خواهند ذهن مستقیمی

اگر فرعون را دانند دانند

که می باید به هر کس یک کلیمی

بیاور ای نسیم از کوی جانان

پیامی یا غباری یا شمیمی

درون سینه دل چون کرد مسکن

که هر جا کعبه می باید حریمی

دگر یاری نمی کردم به یاری

اگر می داشتم یار قدیمی

شکستی عهد و پیمان سهل باشد

مبادا بشکنی قلب سلیمی

شنو شعر سعیدا را و درکش

به گوش خویشتن در یتیمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۸ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
  2. شمارهٔ ۵۷۹میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
  3. شمارهٔ ۵۸۰ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
  4. شمارهٔ ۵۸۱در حریم دل من شمع شب افروز تویی
  5. شمارهٔ ۵۸۲واقف از زاده و نزاده تویی
  6. شمارهٔ ۵۸۳دل برده است چشم قتال جنگجویی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.