پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۹

میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی

دیدیم قیامت را دیروز ز بالایی

چون خسته شود خاطر بوسم لب معشوقی

چون درد سرم آید سایم به کف پایی

سنگ ره وصلش را چون سرمه بسی سودم

هر آبله در پایم شد دیدهٔ بینایی

قربان تو می گردم تا هست مرا جانی

من ذره تو خورشیدی من بنده تو مولایی

هر لاله در این صحرا داغی است ز مجنونی

هر گل خبری دارد از عارض لیلایی

هر ذره در این عالم از پرتو خورشیدی است

هر قطره که می بینی آبی است ز دریایی

در ذیل نکونامان بسیار چو بسطامی است

در دفتر بدنامان کو مثل سعیدایی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۱در حریم دل من شمع شب افروز تویی
  2. شمارهٔ ۵۸۲واقف از زاده و نزاده تویی
  3. شمارهٔ ۵۸۳دل برده است چشم قتال جنگجویی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.