پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۱

در حریم دل من شمع شب افروز تویی

چمن و باغ بهار من و نوروز تویی

چاک زد سینه ام ابرو چو به مژگان گفتم

ای سیه تاب مگر ناوک دلدوز تویی

کیست دایم که به آن گوش سخن می گوید

جز تو ای زلف که هندوی بدآموز تویی

یار مستانه گذر کرد به رویش گفتم

می شنیدیم ز دل آتش جانسوز تویی

می رسد ناز کنی بر همه اندام ای چشم

که در این معرکه یک صفدر فیروز تویی

دل به غیر تو سعیدا ندهد در عالم

که در این خانه همین محرم دلسوز تویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۳دل برده است چشم قتال جنگجویی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.