پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

برهنگی است عبا و قبای درویشی

توکل است لباس غنای درویشی

[شکستگی] همه کار تو را درست کند

دلی شکسته بود مومیای درویشی

ز حرص، جوش و خروش قلندر از خامی است

به صبر پخته شود شوربای درویشی

ز بیم حادثه افتادگان چه غم دارند

خلل پذیر نباشد بنای درویشی

ز فقر سلب اراده است مطلب طالب

رضای دوست بود مدعای درویشی

غبار هستی خود تا ز دل نیفشانی

کجا شود به تو پیدا صفای درویشی

به تخت زر نزند پشت پا ز استغنا

دلی که یافته باشد هوای درویشی

به صومعه زاهد رود گهی مسجد

که نیست محرم خلوت سرای درویشی

چو آفتاب سعیدا شود تمام ضیا

به هر که سایه نماید همای درویشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۴هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی
  2. شمارهٔ ۵۷۵ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی
  3. شمارهٔ ۵۷۶کریمان را چه شد یارب کریمی
  4. شمارهٔ ۵۷۷گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
  5. شمارهٔ ۵۷۸ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
  6. شمارهٔ ۵۷۹میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
  7. شمارهٔ ۵۸۰ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
  8. شمارهٔ ۵۸۱در حریم دل من شمع شب افروز تویی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.