پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۳

تلخی کند به کام خضر آب زندگی

بیدار چون شود ز شکر خواب زندگی

از غفلت است این همه عمر دراز خضر

بدتر ز خواب مرگ بود خواب زندگی

چون تیغ گرم در پی تحصیل آبروی

من بارها گذشته ام از آب زندگی

شب های تار عمر به غفلت گذشته است

فیضی مگر بریم ز مهتاب زندگی

آخر سرش ز کثرت خمیازه شد حباب

آن کس که داشت خواهش دریاب زندگی

هر روز تار عمر نهد رو به کوتهی

بیکار نیست دست رسن تاب زندگی

جان سخت تر ز خضر سعیدا کسی ندید

آورده است تا به چه حد تاب زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۵ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی
  2. شمارهٔ ۵۷۶کریمان را چه شد یارب کریمی
  3. شمارهٔ ۵۷۷گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
  4. شمارهٔ ۵۷۸ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
  5. شمارهٔ ۵۷۹میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
  6. شمارهٔ ۵۸۰ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
  7. شمارهٔ ۵۸۱در حریم دل من شمع شب افروز تویی
  8. شمارهٔ ۵۸۲واقف از زاده و نزاده تویی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.