پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۱

شد زمین تکیه گاه درویشی

آسمان بارگاه درویشی

جادهٔ ایمن و طریق خوش است

تا به حق شاهراه درویشی

بی پر و بال می رسد تا عرش

صبحدم تیر آه درویشی

نامرادی بود مراد همه

بی پناهی پناه درویشی

بی زر و زور پادشاهانند

این گدایان راه درویشی

سر خورشید زیر پای کند

هر که پوشد کلاه درویشی

گر جهان گم شود نگردد گم

حشمت و دستگاه درویشی

پاک از غیبت و ریا و حسد

مسجد و خانقاه درویشی

سرمهٔ دیدهٔ سعیدا باد

گرد نعلین راه درویشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۳تلخی کند به کام خضر آب زندگی
  2. شمارهٔ ۵۷۴هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی
  3. شمارهٔ ۵۷۵ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی
  4. شمارهٔ ۵۷۶کریمان را چه شد یارب کریمی
  5. شمارهٔ ۵۷۷گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
  6. شمارهٔ ۵۷۸ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
  7. شمارهٔ ۵۷۹میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
  8. شمارهٔ ۵۸۰ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.