پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۰

دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی

جان به لب آمده از لعل شکربار کسی

همچو تصویر نیم زنده ولیکن دارم

چشم در راه کسی پشت به دیوار کسی

نرگس از چشم و گل از دست کسی افتاده است

سنبل آویخته از طرهٔ طرار کسی

هر چه دیدیم ز جایی به ظهور آمده است

خار از پای کسی، سرو ز رفتار کسی

خواجه خود درد دل بندهٔ خود می داند

نیست در پیش کسی حاجت اظهار کسی

به غلط کی به سرچشمهٔ حیوان می رفت

خضر می بود اگر تشنهٔ دیدار کسی؟

عمرها شد که در این دایره سرگردانند

ماه مشتاق کسی، مهر طلبکار کسی

در جهان هر که به شغلی است سعیدا مأمور

تو میاویز به عیب و هنر و کار کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۲برهنگی است عبا و قبای درویشی
  2. شمارهٔ ۵۷۳تلخی کند به کام خضر آب زندگی
  3. شمارهٔ ۵۷۴هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی
  4. شمارهٔ ۵۷۵ای که در تدبیر دنیای دنی بس مایلی
  5. شمارهٔ ۵۷۶کریمان را چه شد یارب کریمی
  6. شمارهٔ ۵۷۷گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
  7. شمارهٔ ۵۷۸ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
  8. شمارهٔ ۵۷۹میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.