پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۲

ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ای

باز از روی کرم بنما جبین تازه ای

جلوهٔ معشوق چون هر دم به رنگی دیگر است

می توان هر روز پیدا کرد دین تازه ای

کس نمی داند جهان را چیست از تبدیل وقت

هر زمان این دست دارد آستین تازه ای

می کند احیا به رنگی خاندان کفر را

هر نفس می افکند بر زلف، چین تازه ای

روبرو با خلق گشتن طرفه کار مشکلی است

باید ای آیینه روی آهنین تازه ای

دلنشین یاری خدا از عیب بنماید مگر

در مکان کهنه می خواهم مکین تازه ای

فکرها کردم سعیدا در سخن تا یافتم

از برای گلشن معنی زمین تازه ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۴هیچ در کفر و خیال کار مشکل نیستی
  2. شمارهٔ ۵۶۵وجودم را بر آتش زد لقای گرم موجودی
  3. شمارهٔ ۵۶۶دارم ز باده چشم تمنای بیخودی
  4. شمارهٔ ۵۶۷دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
  5. شمارهٔ ۵۶۸تو تا به کی دل و جان در امان نگه داری
  6. شمارهٔ ۵۶۹دلم ربوده بت ماهری به عیاری
  7. شمارهٔ ۵۷۰دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی
  8. شمارهٔ ۵۷۱شد زمین تکیه گاه درویشی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.