پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

هیچ در کفر و خیال کار مشکل نیستی

در دلی اما خبردار از دل دل نیستی

در کنار ما و ما را از کنار بهره نیست

همچو دریا واقف از احوال ساحل نیستی

عاقبت باید از این ویرانهٔ تن رخت بست

هیچ در فکر دیار و راه منزل نیستی

با وجود حشمت و جاهی که در ظاهر تو راست

شکرلله از من درویش، غافل نیستی

صحبت ناقص سعیدا شد دلیل نقص تو

از چه با جاهل نشینی گر تو جاهل نیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶دارم ز باده چشم تمنای بیخودی
  2. شمارهٔ ۵۶۷دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
  3. شمارهٔ ۵۶۸تو تا به کی دل و جان در امان نگه داری
  4. شمارهٔ ۵۶۹دلم ربوده بت ماهری به عیاری
  5. شمارهٔ ۵۷۰دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی
  6. شمارهٔ ۵۷۱شد زمین تکیه گاه درویشی
  7. شمارهٔ ۵۷۲برهنگی است عبا و قبای درویشی
  8. شمارهٔ ۵۷۳تلخی کند به کام خضر آب زندگی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.