پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۳

نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی

فتاد از تاب، گردون و هنوز از حرص، بی تابی

حقیقت پردهٔ ناموس خود دارد شریعت را

تو بی ناموس می خواهی که از معنی خبر یابی

دمید از هر بن مویت اجل صبح قیامت را

نمی میری هنوز از بی حیایی زنده در خوابی

هما را طعنه گردید استخوان جد و آبایت

هنوز ای بی هنر در موج خیز بحر انسابی

سعیدا را فکند از پا خمار ای ساقیا برخیز

به یاد ساقی کوثر دمی آبی دمی آبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۵وجودم را بر آتش زد لقای گرم موجودی
  2. شمارهٔ ۵۶۶دارم ز باده چشم تمنای بیخودی
  3. شمارهٔ ۵۶۷دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
  4. شمارهٔ ۵۶۸تو تا به کی دل و جان در امان نگه داری
  5. شمارهٔ ۵۶۹دلم ربوده بت ماهری به عیاری
  6. شمارهٔ ۵۷۰دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی
  7. شمارهٔ ۵۷۱شد زمین تکیه گاه درویشی
  8. شمارهٔ ۵۷۲برهنگی است عبا و قبای درویشی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.