پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۴

ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته

برون ز عالم امکان شدم نشسته نشسته

ز بار کلفت و غم همچو پای خواب آلود

نهان به گوشهٔ دامان شدم نشسته نشسته

ز بسکه تشنهٔ لعل لب بتان گشتم

اسیر چاه زنخدان شدم نشسته نشسته

در آستانهٔ مهر و وفای یکرنگی

غبار خاطر یاران شدم نشسته نشسته

دلیل دیده و دل گشته ام در آن خم زلف

چراغ شام غریبان شدم نشسته نشسته

ز بس گداخت مرا روزگار همچو هلال

ز چشم حادثه پنهان شدم نشسته نشسته

به پوست تخت قناعت ز دیو نفس خلاص

به زور صبر، سلیمان شدم نشسته نشسته

در انتظار جمال تو بر سر کویت

رفیق نام گدایان شدم نشسته نشسته

اثر نبود سعیدا ز من به روی زمین

چو گرد و خاک نمایان شدم نشسته نشسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۶باز چشمش سرمه آمیز آمده
  2. شمارهٔ ۵۵۷ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده
  3. شمارهٔ ۵۵۸ابروی تو را تا قلم صنع کشیده
  4. شمارهٔ ۵۵۹نیست با کس اتحادم همچو کوه
  5. شمارهٔ ۵۶۰عهد با بالابلندی بسته ای
  6. شمارهٔ ۵۶۱آفتاب از آتش مهر تو اخگر پاره‌ای
  7. شمارهٔ ۵۶۲ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ای
  8. شمارهٔ ۵۶۳نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.