پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۳

فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته

به زیر تیغ تو صیدی است دست و پا بسته

در که می زنی و خانهٔ که می پرسی

گشوده پای جفا و ره وفا بسته

دلم ز روی زمین سرد اگر شود چه عجب

که روزگار خنک آب بر هوا بسته

چه نازکی است خدایا که زلف او دارد

دو جا شکسته و اما هزار جا بسته

جبین خواجه ز چین وانمی شود هرگز

که در به روی خود از هیبت گدا بسته

هوا نشسته و کشتی شکسته و رفته

قضا ببین که چسان دست ناخدا بسته

جهان و کار جهان ریسمان پرگرهی است

که یک گره الم و دیگری دوا بسته

ببین ز سینهٔ تنگ و دلم چه می گذرد

گرفته راه گلو را غم و صدا بسته

فریب گوشهٔ محراب را مخور که خدا

گشاده در ز قفا و به روی ما بسته

مگر که زنده کند یار از جفا ورنه

کمر به قتل ز خودرفتگان چرا بسته

هر آن غرور که افکنده پیری اش از سر

گرفته زاهد و در گوشهٔ ردا بسته

مرا که دست به نیکی رسد چرا نکنم

که کینه دشمنم از دست نارسا بسته

چه دلبری است سعیدا که هندوی زلفش

دل شکسته به هر حلقهٔ دو تا بسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۵نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
  2. شمارهٔ ۵۵۶باز چشمش سرمه آمیز آمده
  3. شمارهٔ ۵۵۷ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده
  4. شمارهٔ ۵۵۸ابروی تو را تا قلم صنع کشیده
  5. شمارهٔ ۵۵۹نیست با کس اتحادم همچو کوه
  6. شمارهٔ ۵۶۰عهد با بالابلندی بسته ای
  7. شمارهٔ ۵۶۱آفتاب از آتش مهر تو اخگر پاره‌ای
  8. شمارهٔ ۵۶۲ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ای
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.