پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۸

دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو

ور شود زار و نزار از غم آن مو، گو شو

سوی او [می رو و] از شش جهت اندیشه مکن

گر شود هر دو جهان از تو به یک سو، گو شو

جان من باد فدا چشم سیه را گو باد

سر مجنون چو شود بر سر آهو، گو شو

من نه آنم که سر از بندگیت بردارم

گر شود سلسلهٔ دل خم گیسو، گو شو

نیست از مردن ابنای زمان هیچ غمی

گر شود خشک، گل و لالهٔ خودرو، گو شو

زلف عمری است سعیدا که تو را در دست است

گر شود جان چه شود بر سر یک مو، گو شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۰رحمتش با بی گناهان کی کند فردا نگاه
  2. شمارهٔ ۵۵۱خطش نوشته بر او آیت کلام الله
  3. شمارهٔ ۵۵۲گرچه عالم را بنا آن ذات بیچون ساخته
  4. شمارهٔ ۵۵۳فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
  5. شمارهٔ ۵۵۴ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته
  6. شمارهٔ ۵۵۵نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
  7. شمارهٔ ۵۵۶باز چشمش سرمه آمیز آمده
  8. شمارهٔ ۵۵۷ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.