پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۷

از بسکه نازک است دل پر ز آرزو

داریم همچو شیشهٔ می گریه در گلو

من عمرهاست خدمت میخانه کرده ام

کی می رسد به داد خمار دلم سبو؟

راه نجات را سر مویی نمانده اند

کردند چاک سینهٔ ما چون به غم رفو

اندوه و گریه بود طعام و شراب ما

روزی که می نوشت قلم «و اشربوا کلو»

فردا عمل طلب کند از ما نه نثر و نظم

کاری نرفته پیش، سعیدا به گفتگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۹خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانو
  2. شمارهٔ ۵۵۰رحمتش با بی گناهان کی کند فردا نگاه
  3. شمارهٔ ۵۵۱خطش نوشته بر او آیت کلام الله
  4. شمارهٔ ۵۵۲گرچه عالم را بنا آن ذات بیچون ساخته
  5. شمارهٔ ۵۵۳فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
  6. شمارهٔ ۵۵۴ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته
  7. شمارهٔ ۵۵۵نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
  8. شمارهٔ ۵۵۶باز چشمش سرمه آمیز آمده
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.