پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۵

ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن

از جان گذر و جانب جانان نظری کن

بر خنجر و شمشیر زبان های فضولان

مانند کر از گوش تغافل، سپری کن

تا منزل مقصود خودی راه درست است

برخیز و به جان منت از این رهگذری کن

دارد خبری گر ز خرابات نگاهی

از بی خبری بی خبران را خبری کن

خواهی ز جهان کام چو ابنای زمان شو

رو در پی دیو و دد و تسخیر پری کن

در هر قدم از خویش نشان مان و بیاز باز

آن گاه به گم کرده رهان راهبری کن

گر سیم بری سیمبری سیمبر آید

برخیز سعیدا و برو فکر زری کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۷باز تا در جلوه آمد جام صهبا در چمن
  2. شمارهٔ ۵۳۸مگذر ز راستی و ببین بر کمال من
  3. شمارهٔ ۵۳۹برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون
  4. شمارهٔ ۵۴۰صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برون
  5. شمارهٔ ۵۴۱عهد کی از عهدهٔ پیمانه می‌آید برون
  6. شمارهٔ ۵۴۲هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب او
  7. شمارهٔ ۵۴۳چه هشیار است در انداز چشم می پرست او
  8. شمارهٔ ۵۴۴به بحر شور زده غوطه آب نیل از تو
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.