پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۱

به حال عالم افسرده دیده ای تر کن

چو ابر بر سر این خاک، گریه ای سر کن

به هر دو ساغر می، مصرعی بخوان رنگین

به پای دختر رز، عقد شعر، زیور کن

دوباره حرف مگو از برای عشق سخن

سخن ز عشق اگر می کنی مکرر کن

گشای زلف به باد صبا بگو که برو

دماغ سوختگان مرا معطر کن

مرو بهشت اگر منتی است رضوان را

ز آبرو مگذر ترک آب کوثر کن

به تیغ ناز دو ابرو اشارتی فرما

به ناوک مژه قتل مرا مقرر کن

بخوان کلام سعیدا چو میل کارت نیست

ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۳سخن اهل دلی را سخن ماست مکن
  2. شمارهٔ ۵۳۴پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن
  3. شمارهٔ ۵۳۵ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن
  4. شمارهٔ ۵۳۶ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
  5. شمارهٔ ۵۳۷باز تا در جلوه آمد جام صهبا در چمن
  6. شمارهٔ ۵۳۸مگذر ز راستی و ببین بر کمال من
  7. شمارهٔ ۵۳۹برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون
  8. شمارهٔ ۵۴۰صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برون
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.