پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۵

آخرت منظور اگر باشد ز دنیا آمدن

کعبه رفتن نیست کمتر از کلیسا آمدن

چهره را افروختن در تلخکامی ناقصی است

باده را خامی بود از خم به بالا آمدن

مطلب از ارباب دنیا می شود حاصل تو را

سبزه گر آسان بود بیرون ز خارا آمدن

شورش مجنون دو بالا می شود بیرون ز شهر

یمن ها دیوانه را دارد به صحرا آمدن

نیست مکتب گر جهان این بازی طفلانه چیست

رفتن امروز از دنیا و فردا آمدن

سر به پا افکنده باید یا ز پا افتاده ای

نیست آسان ای سعیدا از پی ما آمدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۷بیا به وادی بیداد تخت و چادر زن
  2. شمارهٔ ۵۲۸شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن
  3. شمارهٔ ۵۲۹خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن
  4. شمارهٔ ۵۳۰دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن
  5. شمارهٔ ۵۳۱به حال عالم افسرده دیده ای تر کن
  6. شمارهٔ ۵۳۲از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن
  7. شمارهٔ ۵۳۳سخن اهل دلی را سخن ماست مکن
  8. شمارهٔ ۵۳۴پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.