پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۷

بیا به وادی بیداد تخت و چادر زن

به قتل هر دو جهان دست و آستین بر زن

چو آفتاب، سر از مشرق امید برآر

گشای کاکل و طعنی به مشک و عنبر زن

چو خضر در پی آب سیه چه می گردی

بیا به میکده جام شراب احمر زن

مساز گردن خود خم به پیش کس به طمع

اگر دراز کنی دست خویش بر سر زن

درون خانه اگر تنگ شد سعیدا دل

ز خود تهی شود و چون حلقه زود بر در زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۹خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن
  2. شمارهٔ ۵۳۰دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن
  3. شمارهٔ ۵۳۱به حال عالم افسرده دیده ای تر کن
  4. شمارهٔ ۵۳۲از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن
  5. شمارهٔ ۵۳۳سخن اهل دلی را سخن ماست مکن
  6. شمارهٔ ۵۳۴پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن
  7. شمارهٔ ۵۳۵ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن
  8. شمارهٔ ۵۳۶ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.