پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن

نگهت مست می و چشم تو میخانهٔ حسن

چه بهشتی است جمال تو که هر حلقهٔ زلف

شده در دیدهٔ عشاق پریخانهٔ حسن

به تماشا رود و دیدهٔ بیدار شود

گوش در خواب اگر بشنود افسانهٔ حسن

نیست با بلبل جان بلبل گل را نسبت

نیست پروانهٔ این شمع چو پروانهٔ حسن

کرده ابروی تو از چین جبین نقش [و] نگار

عکس طاقی که به دل هاست ز کاشانهٔ حسن

نیست جز خال رخ ماهوشان در دل ما

نشود سبز از این خاک بجز دانهٔ حسن

خط و خال، چشم سیه، زلف پریشان حاضر

خاطر جمع ندیدیم بجز خانهٔ حسن

آشنای دل دیوانه نگردد هرگز

مشرب هر که سعیدا شده بیگانهٔ حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن
  2. شمارهٔ ۵۳۱به حال عالم افسرده دیده ای تر کن
  3. شمارهٔ ۵۳۲از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن
  4. شمارهٔ ۵۳۳سخن اهل دلی را سخن ماست مکن
  5. شمارهٔ ۵۳۴پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن
  6. شمارهٔ ۵۳۵ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن
  7. شمارهٔ ۵۳۶ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
  8. شمارهٔ ۵۳۷باز تا در جلوه آمد جام صهبا در چمن
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.