پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۶

ما به کوی یار نالان می رویم

سوی آن سلطان خوبان می رویم

هر که را جمعیتی بینی ز ماست

گرچه حیران و پریشان می رویم

ابتدا و انتهای ما یکی است

آمده عریان و عریان می رویم

جنبش ما از خم چوگان اوست

گرچه سرگردان و غلطان می رویم

دلبر ما از دل ما دور نیست

گر به زاهد گر به رهبان می رویم

ایستادن نیست ممکن در جهان

پازنان سر در گریبان می رویم

این قیام و قعدهٔ عشاق توست

آن که ما افتان و خیزان می رویم

یأس، شاطر لشکر غم در قفا

در میان ما طرفه شادان می رویم

هر دو جانب را سعیدا دوستیم

گه به موسی گه به هامان می رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۸به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
  2. شمارهٔ ۵۱۹چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان
  3. شمارهٔ ۵۲۰چگونه کس کند آرام در سرای جهان
  4. شمارهٔ ۵۲۱بیفتی گر ز پا در راه دل سر می‌توان گشتن
  5. شمارهٔ ۵۲۲ندیده صاحب معنی به روزگار سخن
  6. شمارهٔ ۵۲۳کجا رسد به تو گل در ادای دل بردن
  7. شمارهٔ ۵۲۴به آن سرو سهی‌قد یاد صهبا می‌توان کردن
  8. شمارهٔ ۵۲۵آخرت منظور اگر باشد ز دنیا آمدن
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.