پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۴

گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم

گاه هشیار گهی مست گهی مدهوشیم

سخن توبه و تسبیح به زاهد گویید

باده تا هست در این میکده می می نوشیم

گر حقیقت نبود عشق مجازی کافی است

دیگ آبیم که از آتش خس در جوشیم

سعی ما در ره جانان نه به امداد کسی است

تا در این تن رمقی هست به جان می کوشیم

سر کونین نهان در دل خون گشتهٔ ماست

آن حبابیم که دریای قدم می پوشیم

در خرابات سرودیم به مسجد تسبیح

پیش گل دیده و در صحبت بلبل گوشیم

ما گل باغ جهانیم و رقیبان [خارند]

راز خود فاش، گناه دگران می پوشیم

ما ز مردان نهراسیم که خود بر سر خویش

خاک کردیم سعیدا و کفن بر دوشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۶ما به کوی یار نالان می رویم
  2. شمارهٔ ۵۱۷منم نادان تو دانایی چه گویم
  3. شمارهٔ ۵۱۸به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
  4. شمارهٔ ۵۱۹چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان
  5. شمارهٔ ۵۲۰چگونه کس کند آرام در سرای جهان
  6. شمارهٔ ۵۲۱بیفتی گر ز پا در راه دل سر می‌توان گشتن
  7. شمارهٔ ۵۲۲ندیده صاحب معنی به روزگار سخن
  8. شمارهٔ ۵۲۳کجا رسد به تو گل در ادای دل بردن
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.