پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۰

اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم

چون آه تا به خاطر مردی رسیده ایم

جو جو حساب خویش به خرمن سپرده ایم

چون کاه تا به چهرهٔ زردی رسیده ایم

ما در پس کمال به خاک اوفتاده ایم

دانند ناقصان که به گردی رسیده ایم

هر گه نظر به موسم خود می کنیم ما

چون نوبهار رفته و وردی رسیده ایم

تنها نه ما ز گرمی بازار سوختیم

ما در میان ز جوش خریدار سوختیم

آتش زدیم بر سر دنیا و آخرت

روزی که جان و دل پی این کار سوختیم

در بوتهٔ فنا چو فکندند قلب ما

اول سر و زر و دل و دینار سوختیم

از بسکه شعلهٔ سخن ما بلند شد

هر کس که گوش داشت ز گفتار سوختیم

در کفر هم قبول نکردند طرز ما

از پیچ و تاب رشتهٔ زنار سوختیم

چون ابر با وجود سرشک روان خویش

از برق تند شعلهٔ دیدار سوختیم

هر کس برای مصلحت سوخت جان خویش

ما در فراق احمد مختار سوختیم

نی پخته گشت خامی و نی گرم شد کسی

همچون درخت بادیه بیکار سوختیم

شستیم دلق خویش سعیدا به آب تلخ

جای نماز و خرقهٔ پندار سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۲خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم
  2. شمارهٔ ۵۱۳خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
  3. شمارهٔ ۵۱۴گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم
  4. شمارهٔ ۵۱۵خیرالامور اوسط اولاد آدمیم
  5. شمارهٔ ۵۱۶ما به کوی یار نالان می رویم
  6. شمارهٔ ۵۱۷منم نادان تو دانایی چه گویم
  7. شمارهٔ ۵۱۸به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
  8. شمارهٔ ۵۱۹چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.