پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

دامان دل ز گرد هوس چیده می روم

این کوه قاف بین که چه بریده می روم

ز این تنگنا چو شعلهٔ آتش به دود آه

آخر ز دست حادثه پیچیده می روم

در شاهراه عالم معنی فتاده سیر

چشم از عیان ثابته پوشیده می روم

در هر قدم که در ره او می نهم به صدق

از هر جمال خدا دیده می روم

از عالم فنا به جهان بقا گذر

این طرفه منزلی است که خوابیده می روم

خود را ز چشم محرم [و] نامحرم جهان

در جامهٔ برهنگی پوشیده می روم

مجنون صفت سلوک نکردم طریق عشق

این راه را من از همه پرسیده می روم

هر کس که می رود ز جهان گریه می کند

الا فقیر بر همه خندیده می روم

هرگز در این سفر به خودم آشتی نشد

دایم ز خود بریده و رنجیده می روم

در بودنم رضای تو گر نیست غم مخور

من دست خویش و پای تو بوسیده می روم

از نیک و بد هر آنچه سعیدا در این ره است

چون صانعش یکی است پسندیده می روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶گر کمر زرین و یا زر در کمر بربسته ایم
  2. شمارهٔ ۵۰۷نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
  3. شمارهٔ ۵۰۸عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
  4. شمارهٔ ۵۰۹عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
  5. شمارهٔ ۵۱۰اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
  6. شمارهٔ ۵۱۱ناخورده شراب ناب مستیم
  7. شمارهٔ ۵۱۲خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم
  8. شمارهٔ ۵۱۳خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.