پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱

نفع، آن است که من نافع خود می بینم

صنعت آن است که من صانع خود می بینم

زلف یا بخت سیه یا مه تابان یا مهر

هر چه رو می دهد از طالع خود می بینم

چون توانم که دگر پیشرو کس باشم

من که خود را تبع تابع خود می بینم

کشت این هستی موهومه که از دیدن باز

خویش را در همه جا مانع خود می بینم

با وجودی که پریشان نظرم می گویند

چون سعیدا همه جا جامع خود می بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۳من ز جا از سخن جنت مأوا نروم
  2. شمارهٔ ۵۰۴دامان دل ز گرد هوس چیده می روم
  3. شمارهٔ ۵۰۵از پریشانی نه سرگردان چو کاکل می‌شوم
  4. شمارهٔ ۵۰۶گر کمر زرین و یا زر در کمر بربسته ایم
  5. شمارهٔ ۵۰۷نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
  6. شمارهٔ ۵۰۸عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
  7. شمارهٔ ۵۰۹عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
  8. شمارهٔ ۵۱۰اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.